دل من خسته شده، ناز کشیدن بلدی؟
روی لبخند غمش، ساز کشیدن بلدی؟

مبری یاد مرا، خاطره‌ها را نکُشی
طرح چشمان مرا، باز کشیدن بلدی؟

غزلی باز بخوان، عاشقی از یادم رفت
از زبان دل من، راز کشیدن بلدی؟

پَرو بالی دگرم نیست، قفس جایم بود
تو هنوز هم، پَر پرواز کشیدن بلدی؟

دفتر عشق من، آغشته شد از خاطره‌ها
چهره‌ی عاشق طناز، کشیدن بلدی؟

دل من غرق تمنــــای وصال تو شده
نقش یک عاشق طناز کشیدن بلدی؟

غرق دریا شده‌ام، قایق تو جا دارد؟
لنگر عشق بگو باز کشیــدن بلــدی؟

نـــاز کن نـــاز، که این کـــار تــو است
ای خدا راست بگو، ناز کشیدن بلدی


تاريخ : دوشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۴ | 1:0 | نویسنده : محمدحسین |
بعضی ها را هرچقدر هم که بخواهی"تمام"نمیشوند
همش به آغوششان بدهکار میمانی
حضورشان گرم است
سکوتشان خالی میکند دل آدم را
آرامش صدایشان را کم می آوری
هر دم, هر لحظه "کم" می آوریشان!!!


تاريخ : دوشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۴ | 0:59 | نویسنده : محمدحسین |
بالا رفتن سن حتمی است

 

اما اینکه روح تو پیر شود
بستگی به خودت دارد
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﺑﺰﻥ
ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻧﺖ ﺑﻨﻮﺵ
ﻣﺒﺎﺩﺍ ! ﻣبادا
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﮒ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ دوست من
پایان آدمیزاد
نه از دست دادن معشوق است
نه رفتن یار
نه تنهایی
هیچکدام پایان آدمی نیست
!آدمی ان هنگام تمام میشود که دلش پیر شود
 


تاريخ : دوشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۴ | 0:54 | نویسنده : محمدحسین |
 
 
گاهی وقتا فراموش کن کجایی
به کجا رسیدی و به کجا نرسیدی
گاهی وقتا فقط زندگی کن
یاد قولهایی که به خودت دادی نباش
یه وقتایی شرمنده خودت نباش
تقصیر تو نیست
تو تلاشتو کردی اما نشد
یه وقتایی جواب خودتو نده
هر كى پرسید: چرا اینجای زندگی گیر کردی لبخند بزن و بگو کم نذاشتم اما… نشد
یه وقتایی فقط از زنده بودنت لذت ببر
از بودن کنار کسانی که دوستشان داری و دوستت دارن
از طلوع خورشید از صدای آواز قمری ها
از باد...باران از همه چیز لذت ببر


تاريخ : دوشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۴ | 0:54 | نویسنده : محمدحسین |

هیچ وقت نباید به اجبار خندید گاهی باید تا نهایت ارامش گریه کرد ، تبسم بعد از گریه از رنگین کمان بعد از بارون هم زیباتره.



تاريخ : جمعه بیستم آذر ۱۳۹۴ | 20:9 | نویسنده : محمدحسین |

چقدرزیباست کسی رایادکنیم...
نه برای نیاز..
نه از روی اجبار...
ونه از روی تنهایی.
فقط برای اینکه ارزشش رادارد"...



تاريخ : پنجشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۴ | 23:47 | نویسنده : محمدحسین |

آدما براي هم مثل کتاب مي مونن که وقتي به آخرش ميرسن،ميرن سراغ يکي ديگه؛يادمون باشه براي هر کسي راحت ورق نخوريم ..



تاريخ : دوشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۴ | 0:21 | نویسنده : محمدحسین |

انسان ها هر از چند گاهی از جائی می افتند؛
از لبه پرتگاه،
از پا،
از نفس،
از این ور بوم،
... از اون ور بوم،
از دماغ فیل،
از چاله به چاه،
از عرش به فرش،
از چشم،
از چشم،
از چشم!!!



تاريخ : یکشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۴ | 15:33 | نویسنده : محمدحسین |

سکوت خطرناک تر از حرفهای نیش دار است
بدون شک کسی که سکوت میکند;روزی حرفهایش را سرنوشت خواهد گفت.....



تاريخ : شنبه هفتم آذر ۱۳۹۴ | 22:46 | نویسنده : محمدحسین |

آدم می تواند در آن واحد در دو جا حضور داشته باشد، یکی آنجایی که هست، یکی آنجایی که میخواهد باشد.



تاريخ : چهارشنبه چهارم آذر ۱۳۹۴ | 22:50 | نویسنده : محمدحسین |