سلام دوستای گلم این چندتا جمله رو همیشه از من داشته باشید

اینو به خاطرت بسپار :
همیشه به آدما به اندازه ای محبت کن
که بعدش مجبور نشی
بهشون ثابت کنی که

یه احمق نیستی ...!

 "گاهی اوقات مجبوریم بپذیریم بعضی از آدم ها فقط می توانند در قلبمان بمانند نه در زندگیمان"


اگر مشکلی داری،
به دلیل طرز فکر توست
و تنها راهی که می توانی مشکلات را برای همیشه حل کنی،
این است که طرز فکرت را تغییر دهی.


خویشتن و مردم را هنگامی می شناسی،
که تنها شوی.

اگر سخن چون نقره است،
خاموشی چون زر پربهاست.




تاريخ : شنبه چهاردهم تیر 1393 | 14:6 | نویسنده : محمدحسین |

گه قسمت جدایی بود واسه چی آشنامون کرد.

کجایی .. که ببینی
من چقدر دل خسته و تنهام
ببینی ، زندگی بی تو

داره جون میده رو دستام



تاريخ : جمعه بیست و پنجم مهر 1393 | 10:29 | نویسنده : محمدحسین |

ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﮔﻔﺖ:
ﮔﺎﻫﯽ باید نبخشید  ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ،
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ!
ﮔﺎﻫﯽنباید  ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﻱ ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻱ!
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺁﻧﺮﺍ ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨﺪ!
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ!
ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ! ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ,ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ...
ﮔﺎﻫﯽ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ
ﺑﺎ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾﺶ
ﺑﺎﻧﮕﺎﻫﺶ
ﺑﺎﮐﻼﻣﺶ
ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩﺵ
ﺑﺎ ﺑﻮﺩﻧﺶ....
ﺑﻬﺸﺘﯽ ﻣﯿﺴﺎﺯﺩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺮﺍﯾﺖ
ﮐﻪ
ﺩﯾﮕﺮ
 ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻭ
ﺑﻬﺸﺖ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﯽ... .



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم مهر 1393 | 22:11 | نویسنده : محمدحسین |

ساده باش؛

 
اما ساده قضاوت نکن نیمه ی پنهان آدم ها را !

 
ساده زندگی کن ؛

 
اما ساده عبور نکن از دنیایی که تنها یکبار تجربه اش می کنی !

 
ساده لبخند بزن ؛

 
اما ساده نخند به کسی که عمق معنایش را نمی فهمی !

 
ساده بازگرد ؛ و به یاد داشته باش :

 
هیچکس ارزش زانو زدن و شکسته شدن ارزش هایت را ندارد!

 
"گاهی خودت را زندگی کن"!!!



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم مهر 1393 | 22:10 | نویسنده : محمدحسین |


این روزا دیگه ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ, ﺳﯿﮕﺎﺭِﺕ ﮔﺮﻭﻥ ﺑﺎﺷﻪ ﯾﺎ ﺍﺭﺯﻭﻥ

 
 !!!ﭘﺎﯾﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﺎﺷﻪ ﯾﺎ ﮐﻮﺗﺎﻩ

 
 !!!ﺷﯿﮏ ﻣﺜﻞ ﻣﺎﺭﻟﺒﻮﺭﻭ ﺑﺎﺷﻪ ﯾﺎ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﺜﻞ ﺍِﺷﻨﻮ

ﻓﺎﺭﻍ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ ﺳﯿﮕﺎﺭ
به پای کسی نسوز

که اگه بخوای ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﺑﺴﻮﺯﯼ
!!!ﺁﺧﺮﺵ ﺟﺎﺕ ﺯﯾﺮِ ﭘﺎﺷﻪ

 
  !!!ﺣﮑﺎﯾﺖ ﺁﺩﻣﺎی امروزی  ﻫﻢ همین شده
 
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻓﻘﯿﺮ

ﻣﺎﻧﮑﻦ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﮐﻮﺗﻮﻟﻪ

 
!!!ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻧﺎﻣﺮﺩ

 
ﻓﺎﺭﻍ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﭼﯽ ﺑﻮﺩﯼ

...لطفا ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﮐﺴﯽ نسوز

 
که اگه بخوای  ﺑﺴﻮﺯﯼ
!!!ﺁﺧﺮﺵ ﺟﺎﺕ ﺯﯾﺮِ ﭘﺎﺷﻪ
 
!!!!اره جان دلم
 

 
....این شده داستان ادمهای امروزی
 
پس زین پس
... مهربان من
....جان من
....دوست من

 
راهت را
زندگیت را
افکارت را
مسیرت را تغییر بده
 

 
دلتو بسپار به فراموشی
به همین سادگی

 
و فقط
 
 
امروزی زندگی کن
 

 
در همین لحظه
و
خودتو از گذشته رها کن

 
تا روحت پرواز کنه
 
و
نفست بالا بیاد
.
..
تا بتونی


 

 
 زندگی را حس کنی

 
!!!سخته
 
...میدونم
!!!نفس گیره

 
........................شاید خیلی بیش از انچه که
اما
قدرتمند باش
قوی باش
بزن دل را به دریا
فقط برای یکبار
دیگه به هیچی و هیچکی  فک نکن

 
وخیلی ساده
 

 
تغییر کن
 

 
 و  فقط
 
 
امروزی زندگی کن

 



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم مهر 1393 | 22:8 | نویسنده : محمدحسین |

این اخرین باره من ازت میخوام برگردی به خونه

                                                              این اخرین باره من ازت میخوام عاقل شی دیونهه



تاريخ : دوشنبه چهاردهم مهر 1393 | 23:56 | نویسنده : محمدحسین |



تاريخ : جمعه یازدهم مهر 1393 | 20:51 | نویسنده : محمدحسین |

یه سالیه..که از پیشم رفتی
با اینکه میگفتی دوریم سخته یه ثانیه
و حالا از همدیگه ما چه دوریم
و بدون تو بهم ریخته حال روحیم
چیه..نگا میکنی زیر چشی
فکر اینی که ایندفعه میدم گیر به چی
من که رفتم فقط امیدوارم یه روز
توئم از این کارات سیر بشی

نه ، دیگه بدستت آتو میدم
نه.. دیگه به هیچکسی جاتو میدم
من بدترین روزامو با تو دیدم
هه
دیگه ازت نا امیدم
جداییمون ، تنها داشت دو حالت
واسه من سخت بود
ولی واسه تو راحت
بزار برو
چون اگه راستشو بخوای
دیگه بیزارم از دیدن دوبارت

من هنوزم تو فکرتم یه سره
فقط امیدوارم این روزا بگذره
میدونم حال تو بدون من بهتره
چی میشد معرفت داشتی تو یه ذره..

چه کارایی .. واست میکردم نمیدیدی
ببین ، من پُره دردم نمیبینی
رفتارامم با تو سردن نمیبینی
چرا جایی   تو منو گردن نمیگیری
نه ، ازت میخوام بیای پیشم
نه ، دیگه با دروغات سیا میشم
من ، دیگه واسم مهم نی اصن
بعد من   رفیق صمیمیات کیا میشن
شاید ، نمیتونستی با یکی باشی
شاید ، دوست داشتی قاطی اکیپا شی
شاید ، تو هم زیاده دردو دلات
شاید ، بود تقصیر هردوی ما
واسه موندت نمیکنم تلاشی
خوشبحاله اونکه الان براشی
منم که دیگه.. خب به این عادت کردم
که توشرایط سخت کنارم نباشی

من هنوزم تو فکرتم یه سره
فقط امیدوارم این روزا بگذره
میدونم حال تو بدون من بهتره
چی میشد معرفت داشتی تو یه ذره..

نگو که حالا  حال ِ جفتمون یکیه
تو الان کردی به کس دیگه تکیه
تو سرم پُر از مشغله فکریه
که چرا اصلا دوست داشتن اینشکلیه
چرا اصلا هیکشی باهات رو راست نیست
اونهمه صداقتت با من کو راستی
چرا هرکس که بازم دم از عشق میزنه تو نمیتونه تا تهش پای اون وایسی
منو گذاشتی و رفتی ، بگو چرا
واسه اینکه عشق و حالت بیشتر باشه براه
حال و روز منه ساده رو نگاه
موندم تنها با یه عالمه چرا
ببین یچیزیو حالا دارم بهت میگم
من سیاهی رو ، توی دلت دیدم
اونم یه روزی میکنه تورو ولت بی رحم
میگی دوستم داری ؟ ، باشه بهش میگم

من هنوزم تو فکرتم یه سره
فقط امیدوارم این روزا بگذره
میدونم حال تو بدون من بهتره
چی میشد معرفت داشتی تو یه ذره..



تاريخ : جمعه یازدهم مهر 1393 | 1:28 | نویسنده : محمدحسین |

یکی هست، تو قلبم، که هرشب واسه اون مینویسمو اون خوابه نمیخوام، بدونه،واسه اونه که قلبه من اینهمه بیتابه یه کاغذ،یه خودکار، دوباره شده همدمه این دله دیوونه یه نامه،که خیسه، پر از اشکه و کسی بازم اونو نمیخونه یه روز همینجا، توی اتاقم، یدفعه گفت داره میره چیزی نگفتم، آخه نخواستم،دلشو غصه بگیره گریه میکردم، درو که میبست، میدونستم که میمیرم اون عزیزم بود،نمیتونستم، جلوی راشو بگیرم میترسم، یه روزی، برسه، که اونو نبینم،بمیرم تنها خدابا، کمک کن ،نمیخوام بدونه، دارم جون میکنم اینجا سکوته ، اتاقو،داره میشکنه تیک تاکه ساعته رو دیوار دوباره،نمیخواد،بشه باوره من که دیگه نمیاد انگار یه روز همینجا، توی اتاقم، یدفعه گفت داره میره چیزی نگفتم، آخه نخواستم، دلشو غصه بگیره گریه میکردم،درو که میبست،میدونستم که میمیرم اون عزیزم بود، نمیتونستم، جلوی راشو بگیرم یکی هست تو قلبم ،که هرشب واسه اون مینویسمو اون خواب نم�...



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 10:55 | نویسنده : محمدحسین |

این جای خالی که تو سینم هست
قبلا یه روزی جای قلبم بود...



تاريخ : چهارشنبه دوم مهر 1393 | 22:56 | نویسنده : محمدحسین |